سخن نخست

به ظاهر شال و كلاه نیست

نویسنده: شاكر واثقی /سردبیر
آدمی گاهی وقت‌ها چیزهایی می‌خواند كه خونش را به جوش می‌آورند و یك چرای بزرگ و صد افسوس بزرگ‌تر در او به یادگار می‌گذارند. مثل همین ماجرای جشنواره‌ی فیلم عمار كه دست بر قضا به همت دوستان، جشنواره‌ی بازی عمار هم به آن اضافه شده است...
آدمی گاهی وقت‌ها چیزهایی می‌خواند كه خونش را به جوش می‌آورند و یك چرای بزرگ و صد افسوس بزرگ‌تر در او به یادگار می‌گذارند. مثل همین ماجرای جشنواره‌ی فیلم عمار كه دست بر قضا به همت دوستان، جشنواره‌ی بازی عمار هم به آن اضافه شده است. یكی از سازندگان بازی‌ها كه محصول او مورد توجه خارجی‌ها هم قرارگرفته،‌ اشاره می‌كند كه بله، ما حتی برای دریافت مجوز هم كه می‌رفتیم، به ما مجوز نمی‌دادند و بعد از كلی دوندگی و توضیحات شخصی، حاضر شدند مجوز ساخت این بازی‌ را بدهند. فكرش را بكنید؟ جوانی پیدا شده كه می‌خواهد كاری خلاقانه در حوزه‌ی انقلاب اسلامی بكند، اما نه تنها از او به خوبی حمایت نمی‌شود، كه حتی در دادن مجوز به او نیز امساك می‌ورزند!
درد دقیقا این‌جاست؛ درحالی‌كه رهبر معظم انقلاب جهاد فرهنگی و اقتصادی و علمی را افضل اعمال جوانان جهادی دانسته و می‌دانند، ولی برخی مسئولان و اشخاصی كه صاحب امضا هستند، بیشترین موانع را ایجاد می‌كنند. چرا؟ اگر هم نخواهیم بدبین باشیم و خوش‌بینی پیشه كنیم، تنها طبق قانون اینرسی سكون است كه می‌توانیم این ماجرا را توجیه كنیم: یك جسم تا وقتی‌كه ساكن است، ساكن خواهد ماند؛ مگر این‌كه انرژی و فشاری از بیرون به آن وارد شود كه بیشتر از انرژی ساكن آن باشد و ناچار این جسم حركت كند. در خوش‌بین‌ترین حالت قضیه، همین نظریه است كه می‌تواند تلخی ماجرا را توجیه كند؛ هرچند كه چنین توجیهی نیز، دردهای ما را التیام نخواهد بخشید.
سال‌هاست كه بزرگان و نخبگان متعهد نظام از نبرد سهمگینانه‌ی فرهنگی علیه انقلاب اسلامی سخن می‌گویند. در آن سوی خاكریز، از حیث فرهنگی و نظامی و علمی و اقتصادی و سیاسی و...، دشمنان كاردرستی روبه‌روی ما هستند. كاردرست؟! بالاخره وقتی كه ساختارمندی و سازمان‌یافتگی و حرفه‌ای‌گری آن‌ها را می‌بینیم، نمی‌توانیم بی‌تفاوت بمانیم. مگر حضرت امیر علیه‌السلام نگفته بود كه شامیان در باطل خود متحدند و كوفیان در حق خود، متفرق؟ دشمنان خیلی حساب‌شده دارند كار می‌كنند و این، كمی اوضاع را برای ما سخت می‌كند.
سؤال این‌جاست، ما كه قرار است در نبردی سنگین خاكریزهای جنگ نرم را فتح كنیم و جلو برویم، چرا باید اسیر بروكراسی‌های بی مبنا باشیم؟ آیا وقت آن نرسیده برای عمل در ساحت جنگ نرم و میدان‌های پیش‌رو بازنگری جدی به عمل بیاوریم؟ بگذارید جور دیگری قضیه را دنبال كنیم، به نظر شما در هشت سال جنگ تحمیلی ما منتظر آیین‌نامه و مجوز و تخصیص بودجه ماندیم یا وقت و جان و مال و عرض و آبروی خود را پیشكش حفظ ارزش‌هایمان كردیم؟ البته این سخن به این معنا نیست كه جوانان انقلابی و به تعبیر مقام معظم رهبری افسران جنگ نرم نباید پایبند به مقررات دستگاه‌های اجرایی كشور باشند؛ نه ولی به‌راحتی می‌شود با الهام از سبك مدیریتی دوران دفاع مقدس با تسهیل‌گری و زدودن مقررات دست و پاگیر و نیز آموزش‌های كوتاه مدت برای این بدنه‌ی فعال پیش‌رو هر روز شاهد تربیت جوانان مخلصی باشیم كه برای كارزار در عرصه‌ی پیچیده‌ی جنگ نرم مشتاقانه سر از پا نشناخته و دامنه‌ی خلاقیت و نوآوری‌هایشان محدود به زمان و مكان مشخصی نباشد. همان‌طور كه حسن باقری و باكری و زین‌الدین و همت و... گل كردند، این‌ها هم گل كنند چرا كه از تبار همان‌ها هستند هرچند اسم شناسنامه‌ای و ظاهر شال و كلاهشان كمی فرق كرده باشد.ظاهرا كشور ما در سطح اجرائیات، دچار یك رخوت و روزمرگی بدی شده است كه برای غلبه بر آن، نیاز به انرژی فوق‌العاده‌ای است و این نیروهای جهادی و جوانان انقلابی هستند كه باید بر موانع غلبه كنند و این سكون را از پیش رو بردارند.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code