پرونده‌ي قحطي بزرگ

پرونده‌ی قحطی بزرگ

نویسنده:
خیلی‌ها می‌گویند فراموشی نعمت بزرگی است چرا كه رنج‌ها را از دوش ما بر می‌دارد. اما من می‌گویم فراموشی، درد بزرگی است چرا كه نمی‌گذارد دردهای بزرگ‌تر بعدی را پیش‌بینی كنیم و همین‌طور، دچار خواهیم شد به دردها و رنج‌هایی كه پیش از این، بیش از این دچارشان بوده‌ایم....
خیلی‌ها می‌گویند فراموشی نعمت بزرگی است چرا كه رنج‌ها را از دوش ما بر می‌دارد. اما من می‌گویم فراموشی، درد بزرگی است چرا كه نمی‌گذارد دردهای بزرگ‌تر بعدی را پیش‌بینی كنیم و همین‌طور، دچار خواهیم شد به دردها و رنج‌هایی كه پیش از این، بیش از این دچارشان بوده‌ایم.
این روزها، اروپا و آمریكا شده‌اند كشورهای پیشرفته و خوب! و فراموشی نمی‌گذارد بفهمیم كه همین كمتر از صد سال گذشته، انگلیسی‌های متمدن به بهانه‌ی سیر كردن شكم سربازانشان برای پیروزی در جنگ جهانی مزخرف و خودساخته و بی‌هدف اول، چه بلایی سرمان آوردند. هنوز پیرمردها و پیرزن‌هایی پیدا می‌شوند كه آن روزها را یادشان باشد؛ هنوز پدران و مادرانی هستند كه خاطرات تلخ آن روزها را از پدران و مادرانشان برایمان نقل می‌كنند. یك شاه بی‌عرضه، یك بریتانیای كبیر و بی‌رحم و یك ملت بیچاره؛ همه‌ی این‌ها كافی بودند برای شكل گرفتن بزرگ‌ترین قحطی سده‌های اخیر ایران؛ تا جایی كه ما یادمان هست.
می‌گویند نیمی از جمعیت ایران در این قحطی بزرگ از دست رفتند؛ بعضی روایت‌ها تا یك‌سوم و یك‌چهارم نیز می‌رسند. كافی است چشم‌هایتان را ببندید و تصور كنید كه پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های ما، برای یك لقمه نان، ساعت‌ها جلوی نانوایی‌ها چشم‌انتظار می‌نشستند یا از گرسنگی می‌مردند یا شروع می‌كردند به خوردن گربه و.... بله، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های ما آن هم در حالی كه سربازان بریتانیای كبیر، روزبه‌روز لپ‌هایشان بیشتر گل می‌انداخت از چیزهایی كه می‌خوردند و تفریحاتی كه داشتند و....
این پرونده، با شكل‌گیری فیلم یتیم‌خانه ایران شكل ‌گرفته است؛ و قیامی است علیه فراموشی بزرگ ما ایرانیان؛ فراموشی بزرگ نخبگان و روشنفكران ما، فراموشی بزرگ هنرمندان و حتی مردمانمان. برای این‌كه باور كنیم دست‌های اروپایی‌ها و بعدها آمریكایی‌ها، آلوده‌تر از آن است كه به این زودی‌ها پاك شود...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code